محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6508

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابو احمد بر دهانه برمساور فرود آمد و دو روز آنجا بماند . آنگاه ، به روز سه شنبه هشت روز رفته از ماه ربيع الاخر همين سال ، با همه سپاه و لوازم جنگ كه همراه داشت به آهنگ شهرى كه سالار زنگيان آن را منيعه ناميده بود و در سوق الخميس بود حركت كرد و بر كشتيها در برمساور برفت - سواران مقابل وى بر سمت شرقى برمساور مىرفتند - تا مقابل نهر براطق رسيد كه به شهر شعرانى مىرسيد . ابو احمد نبرد با سليمان بن موسى را پيش از نبرد سليمان بن جامع آغاز كرد ، از آن رو كه شعرانى پشت سر وى بود و بيم كرد اگر از ابن جامع آغاز كند ( 568 شعرانى از پشت سر وى بيايد و او را از پيش رويش مشغول بدارد ، به اين سبب آهنگ وى كرد و بگفت تا اسبان را عبور دهند و بر دو سمت نهر براطق نهند . به پسر خويش ابو العباس دستور داد در كشتيها و زورقها برود ، ابو احمد نيز با بيشتر سپاهيان در كشتيها به دنبال وى برفت . وقتى سليمان و همراهان وى از زنگى و غير زنگى كه در مقابله هاى پيشين ابو العباس به سستى با وى نبرد كرده بودند ديدند كه سوار و پياده از دو سوى نهر روانند و كشتيها و زورقها در نهر پيش مىآيد . هزيمت شدند و پراكنده شدند . ياران ابو العباس بر ديوار رفتند و هر كه را به مقابله شان آمد . دستخوش شمشير كردند ، زنگيان و پيروانشان پراكنده شدند . ياران ابو العباس وارد شهر شدند و در آنجا مردم بسيار بكشتند و مردم بسيار اسير كردند و هر چه را در شهر بود تصرف كردند . شعرانى با كسانى كه نجات يافته بودند ، گريخت . ياران ابو احمد به تعقيب آنها تا هورها برفتند كه بسيار كس از آنها غرقه شدند و باقيمانده به بيشه زارها گريختند . روز سه شنبه پيش از غروب آفتاب ابو احمد به ياران خويش دستور داد كه سوى اردوگاه خويش بازگردند . وقتى باز مىگشت نزديك پنجهزار زن مسلمان را نجات داده بود بجز زنان رنگىاى كه در سواق الخميس بدست آورده بود . ابو احمد بگفت تا همه زنان را فراهم آرند و به واسط ببرند تا به كسانشان تسليم شوند .